تبليغاتX
عـــذاب دهـــنــده

عـــذاب دهـــنــده

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند . . . طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود


این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .

مرا این گونه باور کن:

کمی تنها، کمی بی کس، کمی از یادها رفته

 خدا هم ترک ما کرده، خدا دیگر کجا رفته!!!!

نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟

که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟

مرا این گونه باور کن ...


+نوشته شده در 88/08/08ساعت22:45توسط سعید ویروس | |

 

شب هم از راه رسید،

و سیاهی همه جا را پوشاند.

دل من،

در پی گمشده ات می گشتی؟

او نخواهد آمد، رفتنی رفت که رفت.

فکر پرواز دگر ممکن نیست.

من و یک دنیا درد، تو و رویای محال، من و تنهایی و فردای دگر

همه ی آنچه که برجا مانده،

 و حقیقت تلخ است.

من او را رها كردم

و چقدر سخت است عزيزترينت را رها كني

اما من آنقدر او را دوست دارم

كه او را رها مي خواهم

رها از تمامي بندها و زنجيرها

هر چند او هيچگاه در بند من گرفتار نبود

چرا كه من خود اينگونه خواستم

هيچگاه بخاطر هميشه بودن با او

 براي او بندي نساختم

اما  او در بند خود گرفتار بود

اي كاش از خود رها شود

همانگونه كه من با  او از خود رها شدم ...

+نوشته شده در 88/08/01ساعت0:12توسط سعید ویروس | |

 

نمی دانم نمی دانم
که بعد از من چه خواهد شد
نمی دانم کدامین کودک تنها
به روی قبر تنهایم
کند لی لی
کند بازی
بچیند تک گل قبرم
دهد هدیه
به مامانش

نمی دانم نمی دانم
نمی دانم که بعد از من
به روی قبر تنهایم
کسی آید
کسی گرید
کسی نام مرا داند
کسی از عمر من داند
کسی از عشق من پرسد
کسی داند که من آواره و تنها
به زیر خاک ها خفتم
کسی گوید که ای تنها
دلت بر قبر تو گرید

نمی دانم نمی دانم

 

 

+نوشته شده در 88/07/17ساعت19:17توسط سعید ویروس | |

 

بلند ترين شاخه درخت ، يک واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهائيست . .

به سلامتی دیوار!

نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه

 ***

به سلامتی دریا!

نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

 ***

به سلامتی سایه!

که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

 ***

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم

*** 

به سلامتی زنجیر!

نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس

*** 

به سلامتی خیار!

نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.

*** 

به سلامتی شلغم!

نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.

 ***

به سلامتی کرم خاکی!

نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

 ***

به سلامتی پل عابر پیاده!

که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

*** 

به سلامتی رودخونه!

که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

*** 

به سلامتی عقرب!

که به خواری تن نمی‌ده.
(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)

*** 

به سلامتی سرنوشت!

که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.

 ***

به سلامتی سیم خاردار!

که پشت و رو نداره

+نوشته شده در 88/07/10ساعت16:46توسط سعید ویروس | |

چه رنجی است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

 و چه بدبختی آزاردهنده ای است “تنها خوشبخت بودن!”

اگر حتی من
ترا نبخشم
خدای من آنقدر مهربان است
که ترا ببخشد  !!!

+نوشته شده در 88/06/22ساعت0:12توسط سعید ویروس | |